ارنوازارنواز، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

داستان‌هاي عمه پسند

محبت

امروز تو مریضی ارنواز محبتش گل کرده بود. به مامان گفت: کاش من یه مامان دیگه داشتم درست مثل تو و یه بابای دیگه داشتم درست مثل بابا
7 تير 1392

مریضی امروز

- امروز از صبح ارنواز مریض بود. حال تهوع و اسهال. دلش هم درد می کرد. ظهری خوابش برد و یکی دو ساعتی خواب بود. بعدش تا چشم باز کرد. گفت: خوب شدم. بعد با خوشحالی اضافه کرد: خوب شدم؟ کی منو خوب کرد؟ من گفتم: احتمالا داروها گفت: پروانه ها هم کمک کردند؟ ۲- صبحی هم مامان با اصرار بهش یک کم شربت آبلیمو داد. بعد دستشویی رفت و یک مدتی دلش بهتر بود. اونموقع هم با خوشحالی به مامانش گفت: مامان خوب شدم، تو یه دکتری
7 تير 1392

ماه کشیده

ارنواز چند روز پیش می خواست بدونه که روی ماه چه شکلیه. امروز دوباره یادش اومد و توی اینترنت یه فیلم از فرود آپولو سیزده را با کلی توضیحات علمی براش نمایش دادم.  وقتی که تموم شد یه چیز دیگه خواست: حالا روی ماه کشیده را نشونم بده.
6 تير 1392

نقاشی بابا

ارنواز یک نقاشی توی مهدش کشیده بود که موقع آمدن به خانه با خودش آورد. توی راه برگشت، رفتیم به یک بار تا ارنواز بستنی بخره. (جملات به ایتالیایی است) خانم صندوقدار: وای چه نقاشی قشنگی، می تونم ببینم؟ ارنواز: آره خانم صندوقدار: چقدر قشنگ! یه پرنسسه؟ ارنواز: نه خانم صندوقدار: پس کیه؟ ارنواز: بابامه خانم صندوقدار: بابات؟ صندوقدار یه نگاهی به کله کچل من و یه نگاهی به موهای بلند نقاشی می اندازه و...
4 تير 1392

تولد زورکی

دیشب ارنواز چهار تا نقاشی کشیده و برده صبح انداخته تو کمد بچه ها. معتقده که جشن تولدشه. هر چی هم میگیم که تولد تو در زمستونه، به خرجش نمیره. موندیم چه جوری از زیرش در بریم
4 تير 1392

WINX

با ارنواز رفتیم فروشگاه دیسنی، کلی ارنواز را تحویل گرفتند، یک کلاه مینی ماوس سرش گذاشتند. ازش عکس و فیلم گرفتند. صورتش را کارتونی نقاشی کردند. قربان و صدقه اش هم رفتند. آخر سر یه خانوم خوشگل آمده جلو و میگه: وای چه مینی ماوس خوشگلی! - من مینی نیستم، پرنسسم - وای چه پرنسسی! کدوم پرنسس ما را دوست داری؟ - وینکس - نه تو پرنسس های ما؟ - وینکس - دیگه غیر از وینکس؟ - وینکس طرف دیگه کاملا ناامید شد و گذاشت رفت. ...
3 تير 1392

حمام عروسی

- امشب ارنواز باید بره حموم، خیلی کثیفه - نه نمی خوام برم حموم - باید بری فردا تولد متئو دعوتی - باید برم که همه بگند چه پرنسس خوشگلیه؟ - آره - بعد متئو بهم بگه با من ازدواح می کنی؟ - ... - باشه میرم
3 تير 1392